احتمالا عامیانه‌ ترین و دم دست‌ ترین تعریف ممکن برای واژه برنده این است: فروش کالاها یا استفاده از “نامی که مستقیما دلیل خدمات مورد استفاده قرار می‌گیرد”.

مشخص است که برند فقط یک نام نیست بلکه بک نشانه یا سمبل یا آرم گرافیکی نیز دارد که منحصر به فرد است، بنابراین می‌توان این مفهوم را برای برند ارائه داد:

برند نام یا نمادی است که با هدف فروش کالاها یا ارائه خدمات مورد استفاده قرار می‌گیرد”.

اما قطعا اگر اندکی تامل کنید متوجه می‌شوید که هدف از ایجاد یک برند، چیزی فراتر از فروش کالا یا ارائه خدمات هدف است. برند علاوه بر اینکه سهم بازار را زیر تسلط خود نگه دارد، برای رشد کسب و کار هم راه‌هایی را مطرح می‌کند و کارکنان ماهر و مستعد را جذب و حفظ می‌کند و ارزش خود را نزد سهامداران مجموعه هم ارتقا می‌بخشد

جان میلیر و دیوید مور این تعریف را برای برند ارائه می دهند:

برند یک نام یا نماد است که سازمان آن را با هدف ارزش آفرینی برای محصولات خود مورد استفاده قرار می‌دهد».
اما مسئله اینجا ست که حالا برند صرفا یک نام یا نماد نیست بلکه عناصر دیگری چون تجربه‌ها، شنیده‌ها، روایات و خاطره‌های ذهن افراد، ویژگی‌های خاص افراد مصرف کننده از آن و حتی موقعیت مکانی مراکز فروش یا ارائه محصولات و قیمت آن‌ها هم در این مجموعه در هم تنیده شده و همه آنها با هم مفهوم برند را بوجود آورده‌اند.

در مجموع یکی از بهترین تعریف‌های برند توسط گاردنر و لوی در سال 1955 ارائه شده است «برند مفهومی پیچیده است که دامنه متنوعی از ایده‌ها و ویژگی‌ها را در بر می‌گیرد. برند نه‌ تنها با استفاده از آهنگ خود (و نیز معنی و مفهوم لغوی خود) بلکه مهمتر از آن با استفاده از هر عاملی که در طول زمان با آن آمیخته‌اند و در جامعه به صورت هویتی شناخته شده و نمود یافته است، با مشتری سخن می‌گوید».

البته تعاریف دیگری هم در مورد برند مورد استفاده قرار گرفته از جمله تعریف استفن کینگ که معتقد است «محصول چیزی است که در کارخانه‌ها ساخته می‌شود و برند چیزی است که مشتری آن را خریداری می‌کند».branding

به طور کلی برند ها به چهار دسته تقسیم می شوند

برند انفرادی
یک شرکت ممکن است بر اساس سیاستی تصمیم بگیرد برندهای مشخصی را برای هر یک از محصولات خود اقتباس کند .

برند فامیلی
برند های فامیلی به یک سری از محصولات خاص محدود می شود. اصطلاح برند فامیلی رجوع می کند به یک نام تجاری   Brand Name که یک شرکت برای یک سری از محصولاتش اقتباس می کند.

برند شرکتی   Company Brand
ما ممکن است برای همه محصولات اسم شرکت کننده  یا تولید کننده را بگذاریم. وقتی یک شرکت تولید کننده محصولات متعددی می باشد این نوع برند شرکتی استفاده می شود. برای مثال نساجی نساجی مازندران، محصولات مهندسی ، شیمیایی و غیره.

ترکیبی از همه Combination Divice 
محصولات اسامی خودشان را دارند و برند شرکتی مشخص می کند که شرکت همه محصولات را تولید می کند.

اما از جمله حوزه­های مهم در بحث برندسازی که در کشور ما تا حدودی مغفول مانده، صنعت می­باشد. در ادبیات بازاریابی، برندسازی صنعتی همانند بازار مصرفی مورد توجه قرار نگرفته است. مطالعات در حوزه برندسازی صنعتی نتایج متفاوت و درهمی را دربر دارد. تنوع کاربرد محصولات با برندهای مختلف صنعتی باعث سردرگمی خریداران می شود از طرفی قیمت بالای محصولات صنعتی و تاثیر فزاینده آن بر هزینه های تولید باعث کم اهمیت شدن استراتژیهای برندسازی برای این محصولات می شود. با وجود این شرایط، ادبیات برندسازی صنعتی به روشنی نشان می دهد که برندسازی برای کالاهای صنعتی زنده و درحال رشد و ترقی است. امروزه مدیران و محققان بازارهای صنعتی به تبعیت از بازار مصرفی، با درک ارزش و اهمیت برند و تاثیر فزاینده آن بر تصمیم خریداران، در حال سرمایه گذاری برای ایجاد برندهای قدرتمند به عنوان ابزاری برای ایجاد تمایز و خلق مزیت رقابتی پایدار،برای محصولات و شرکتهای خود هستند. البته برندسازی صنعتی برای همه عوامل فرایند خرید، کالاها و شرایط خرید، ضروری نیست اما درک و فهمیدن اینکه برندها چه زمانی بیشترین تاثیر را بر فرایند تصمیم خرید دارند برای تصمیم سرمایه گذاری در برند و تاثیر آن بر بازار و عملکرد مالی شرکت حیاتی است.

ویژگی­های برند صنعتی:

قابل بیان و صریح باشد

قابل کمی نمودن باشد

متمرکز بر مشتری باشد

به این سوال پاسخ دهد: چه چیزی درباره شرکت شما، برندتان را جالب، مناسب، خاص و انحصاری میکند؟

با توجه به رقابت شدید و فشرده در دنیای امروز و نقش آن در جذب مشتری، به نظر می­رسد توجه به این حوزه بیش از پیش ضروری می­نماید.